الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

41

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى)

دوستانشان را حل كنند ! اين مطلب به گوش صاحب اصلى ماجرا رسيد ، خدمت علي بن حسين عليهما السلام آمد عرض كرد : يابن رسول اللَّه ! از فلانى خبرى چنين و چنان به من رسيد كه براى من از غمى كه داشتم سخت‌تر بود . علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « خداوند اجازه گشايش مشكل تو را صادر كرد ، - خطاب به كنيزى - فرمود : اين سحرى و افطارى مرا بياور ! و او دو قرص نان را برداشت و آورد . پس علي بن حسين عليهما السلام به آن مرد گفت : آنها را بگير كه چيزى جز آنها در نزد ما نيست ، خداوند به وسيلهء آن دو قرص نان غم تو را بر طرف مىكند و به خير زيادىخواهى رسيد . پس آن مرد نانها را گرفت و وارد بازار شد ، نمىدانست با آنها چه كند ! در انديشهء وام سنگين و ناراحتى خانواده‌اش بود و شيطان او را وسوسه مىكرد كه اين دو قرص نان كجا مىتواند نياز تو را برآورد ؟ تا اين كه به ماهى فروشى برخورد كرد كه يك ماهى روى دستش مانده بود ، به او گفت : اين ماهى تو روى دستت مانده و يكى از دو قرص نان من هم زيادى است آيا مايلى كه ماهى خود را كه مانده به من بدهى و اين قرص نان زيادى را بگيرى ؟ ماهى فروش گفت : آرى ، پس ماهى را به وى داد و قرص نان را گرفت ، سپس به مردى رسيد كه مقدارى نمك كنار زده داشت ، گفت : مايلى آن مقدار نمك كنارزده‌ات را بدهى در برابر اين قرص نان اندك من ؟ آن مرد گفت : آرى ، پس عوض كرد . آن مرد ماهى و نمك را آورد ، گفت : ماهى را با اين نمك درست مىكنم ! اما همين كه شكم ماهى را شكافت دو مرواريد گرانبها در آن يافت پس خدا را سپاس گفت . در آن ميان كه وى خوشحال بود ناگهان در منزلش را زدند ، در آمد تا ببيند چه كسى در منزل را مىزند ديد صاحب ماهى و صاحب نمك آمده‌اند ، هر